کاربر اهل ترکیه در توضیح یک خبر و استفاده از فیلتر زرد
⭕ کاربر اهل ترکیه در توضیح یک خبر و استفاده از فیلتر زرد برای فیلمبرداری فیلمی در استانبول نوشت:
🔻 بیایید برایتان بگویم که چرا در فیلمهای هالیوودی، هر زمان که دوربین به سمت مکزیک، «خاورمیانه»، جنوب آسیا یا آفریقا میچرخد، تصویر ناگهان هالهای زرد و غبارآلود به خود میگیرد:
این تکنیک که در ادبیات سینما تحت عنوان «فیلتر زرد» (Yellow Filter) شناخته میشود، در واقع صرفاً یک انتخاب هنری نیست، بلکه نوعی اورینتالیسم(شرقشناسی) مدرن و نگاهی استعمارگرایانه است. تصادفی نیست که در آثاری مثل بریکینگ بد (Breaking Bad) و قاچاق (Traffic) مکزیک را، در استخراج(Extraction) و میلیونر زاغهنشین هند را، در سقوط شاهین سیاه آفریقا را، و در بسیاری از فیلمهای جاسوسی، استانبول و «خاورمیانه» را طوری میبینیم که گویی مهی زرد رنگ روی آنها
سایه انداخته است.
این دستکاری بصری، کوتاهترین راه برای پیشبرد فرآیند خلق «دیگری» است که «ادوارد سعید» از آن سخن میگفت: در حالی که دنیای غرب با رنگهای روشن و «آبی سرد» به عنوان مرکز عقلانیت، پیشرفت و تمدن به تصویر کشیده میشود؛ مناطقی که تحت عنوان «جنوب جهانی» شناخته میشوند و در طول تاریخ همواره مورد استعمار قرار گرفتهاند، در زیر خفقان این فیلتر زرد به صحنههای جرمی «پرهرجومرج، خطرناک و راکد» تقلیل مییابند.
این رویه، همان سلسلهمراتب بصریِ از بالا به پایین و متکبرانهای را که استعمار بنا نهاده، در هر فریم بازتولید میکند. تُنِ رنگ زرد، با نمادپردازی از
خشکسالی، فقر و «کهنگی»، به صورت ناخودآگاه این پیام را در گوش مخاطب زمزمه میکند که این مناطق متعلق به عصر مدرن نیستند و «در گذشتهای آلوده که نیازمند اصلاح و متمدنسازی است، گیر کردهاند».
انتخاب این فیلتر به عنوان شیوهای برای روایت داستان، به معنای محو کردن رنگهای واقعی و بافت مدرنِ آن جغرافیا و در مقابل، تغذیه و تقویتِ کلیشههای ذهنی مخاطب غربی است. در نهایت، سینماتوگرافی (فیلمبرداری) در اینجا دیگر یک شاخه هنری نیست، بلکه به ابزاری سیاسی تبدیل میشود که جهان را به دو بخش «مرکزِ متمدن» و «حاشیهی اگزوتیک (عجیبوغریب)/وحشی» تقسیم میکند؛ یعنی به مهر و نشانی بصری از ذهنیت استعمارگر.
🔻 بیایید برایتان بگویم که چرا در فیلمهای هالیوودی، هر زمان که دوربین به سمت مکزیک، «خاورمیانه»، جنوب آسیا یا آفریقا میچرخد، تصویر ناگهان هالهای زرد و غبارآلود به خود میگیرد:
این تکنیک که در ادبیات سینما تحت عنوان «فیلتر زرد» (Yellow Filter) شناخته میشود، در واقع صرفاً یک انتخاب هنری نیست، بلکه نوعی اورینتالیسم(شرقشناسی) مدرن و نگاهی استعمارگرایانه است. تصادفی نیست که در آثاری مثل بریکینگ بد (Breaking Bad) و قاچاق (Traffic) مکزیک را، در استخراج(Extraction) و میلیونر زاغهنشین هند را، در سقوط شاهین سیاه آفریقا را، و در بسیاری از فیلمهای جاسوسی، استانبول و «خاورمیانه» را طوری میبینیم که گویی مهی زرد رنگ روی آنها
سایه انداخته است.
این دستکاری بصری، کوتاهترین راه برای پیشبرد فرآیند خلق «دیگری» است که «ادوارد سعید» از آن سخن میگفت: در حالی که دنیای غرب با رنگهای روشن و «آبی سرد» به عنوان مرکز عقلانیت، پیشرفت و تمدن به تصویر کشیده میشود؛ مناطقی که تحت عنوان «جنوب جهانی» شناخته میشوند و در طول تاریخ همواره مورد استعمار قرار گرفتهاند، در زیر خفقان این فیلتر زرد به صحنههای جرمی «پرهرجومرج، خطرناک و راکد» تقلیل مییابند.
این رویه، همان سلسلهمراتب بصریِ از بالا به پایین و متکبرانهای را که استعمار بنا نهاده، در هر فریم بازتولید میکند. تُنِ رنگ زرد، با نمادپردازی از
خشکسالی، فقر و «کهنگی»، به صورت ناخودآگاه این پیام را در گوش مخاطب زمزمه میکند که این مناطق متعلق به عصر مدرن نیستند و «در گذشتهای آلوده که نیازمند اصلاح و متمدنسازی است، گیر کردهاند».
انتخاب این فیلتر به عنوان شیوهای برای روایت داستان، به معنای محو کردن رنگهای واقعی و بافت مدرنِ آن جغرافیا و در مقابل، تغذیه و تقویتِ کلیشههای ذهنی مخاطب غربی است. در نهایت، سینماتوگرافی (فیلمبرداری) در اینجا دیگر یک شاخه هنری نیست، بلکه به ابزاری سیاسی تبدیل میشود که جهان را به دو بخش «مرکزِ متمدن» و «حاشیهی اگزوتیک (عجیبوغریب)/وحشی» تقسیم میکند؛ یعنی به مهر و نشانی بصری از ذهنیت استعمارگر.
- ۳۴۱
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط