{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار بابام میخواست منو تو خونه تنها بذاره،گفت از هیچی ن

یه بار بابام میخواست منو تو خونه تنها بذاره،گفت از هیچی نترس،از تنهایی،تاریکی،جن،روح،پیرزن موقرمزی که تو کمده...نترسیا!آفرین.
بعدم رفت.
دیدگاه ها (۳)

انگار دردام رفته بود خوابم برد ولی وقتی از خواب بیدار شدم تو...

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

P21F2(مامان انیا و اندر تو ازمایشگاه مرد بخاطر ازمایش ها مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط