{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای سکوتم را می شنوی؟

صدای سکوتم را می شنوی؟
زهری در کامم تلخی می پاشد.
حالا از دوردست‌ها به تماشای خودم مشغولم،
چشمانم آب می افتد،
فریادها پشت حنجره ام ریزش میکنند،
و دوست داشتن...
جایی در من متوقف مانده است.
گویی تمام حسها در من سکته کرده اند.
اکنون،
فقط نامفهوم تو را می‌شنوم.
تویی که نیستی و من... با یادت، باز در خودم نفس نمیکشم.
دیدگاه ها (۲)

#عکس_نوشته_عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط