{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودم را

خودم را
در شعرهایم حبس کرده ام

وقتی دیگر نمی خندم
داخل تمام گلدان های خانه
لبخندهایم را می کارم

تا شاید
روز مبادایی باشد
برای لبخندهایی
که دیگر برنمی گردند

#مریم_پورقلی
دیدگاه ها (۱)

عشق اما نهایتی مجهولبی حضورش اگر چه شب عالیستدر تنِ فکر های ...

کمی به شب می نگرم به تنهایی به رویای مردنم کمی به تو ...به ت...

روحم را پیوند داده اندبا دنیایی که مرا بالا آوردو روی دستهای...

چقدر مواظب دردهایم باشم که روی سر کسی نریزد مشکل از کوچه های...

‏🐰[10:28 به وقت نیویورک]های‌هایخوابیدم، بیدار شدم و گردنم تک...

«وقتی عقربه‌ها برمی‌گردند» | When the Hands Turn Back«وقتی ع...

فیک خیانت پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط