part

part7🦋






§اقای پارک جواب جواب آزمایشتون امادست
-عه باشه الان میام{کالسکه رو بر میداره و می‌ره تو اتاق}
∆پسرم جیمین بشین
-چیشده آقای دکتر
∆ببین هنوزم مطمعنم نشدم باید برای اینکه بفهمم حدیم درسته یا نه یه آزمایش دیگه بگیرم
-یه آزمایش دیگه؟ نه تروخدا برای همینم با بدبختی ارومش کردم
∆چاره ی نداریم
-باسه حداقل بگین چیز خطرناکه یا نه
∆فعلا چیزی نمیتونم بگم
-باشه اما باید یه پرستار دیگه آزمایش رو بگیره اون یکی خیلی وحشی گرفت
∆خیالت راحت یه نفر دیگه اونجاست اون شیفتش تموم شد
-خداروشکر
∆اول آنا رو بیدار کن بعد ببرش برای آزمایش
-باشه{آنا رو از کالسکه بیرون میاره و میزارتش رو تخت و اروم نوازشش می‌کنه تا بیدار بشه}
&{چشماشو باز می‌کنه و بیدار میشه}
-بابایی بیدار سو خوشگلم{تکونش میده و بلندش می‌کنه}
&{کامل بیدارش میشه}
-پس من رفتم{از اتاق رفت بیرون}
∆باشه
-ببخشید ما برای آزمایش باید کجا بریم
§از این سمت انتهای سالن دست راست
-خیلی ممنون
§خواهش میکنم
-خوب اینجاست....سلام خانم
¢سلام جناب بفرمایید بشینید
-میشه توی بغل خودم آزمایش رو بگیرین
¢بله البته فقط دستتون رو بزارید روی میزم که صاف باشه و جوراب هاشو در بیارین
-جوراب چرا
¢از پاشنه ی پاش آزمایش گرفته میشه
-اهان باشه{آروم جوراباشو در میاره}
¢خوب دارم شروع میکنم{آروم الکل رو زد به پاس}
&{تو خودش جمع شد}
¢{پاشو با سوزن سوراخ کرد و درجه های کاغذ رو با خون پاهاش پر کرد و بعدشم پنبه زد}
&{شروع کرد به گریه کردن و قرمز شدن}
-وایی دوباره نه
¢شغل ما طوریه که باید تمام این چیزا رو هر روز ببینیم
-اروم کردنش خیلی سخته واقعا
¢اوم
&{جیغ میزنم و گریه می‌کنه}












ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

part8🦋-جونم جونم بابایی چیشدی تو خوشگلم نه نه گریه نکن گریه ...

part9🦋-ترسوندمت بابایی ببخشید فرشته کوچولو {صورتش رو آروم می...

part6🦋 -وایسا ببینم ساعت چنده اوه اوه سه شد تو حتما گشنته کو...

part5🦋✓{کش رو دور دستش محکم بست}&{شروع کرد به گریه کردن}-یکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط