{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک ویو

کوک ویو
برگشتم ببینم کیه
ات:بس هههههه
کوک:هاا
جین:هاا
ات:کوک تو باهام بیا جین توهم
بورو خونه و نگرانه من نباش
جین :ا.. اما
ات:لطفا
جین :باش
ات بیا کوک
ات ویو
کوک رو بردم یه گوشه بیرون از
بیمارستان بعد یه جا وایسادم
ات : اون کی بود.( با صدای ناراحت و اروم).....
جواب بده عشقت . نامزدت دوست دخترت اون کی بودددد( با داد)
کوک:ات دیوونه شدی
ات:اره اره دیوونه شدم شماها با حرفاتون من
با کوبوندن لباش روی لبام نزاشت ادامه ی حرفم رو بزنم
یکم اروم شدم بعد دست از
بوسیدنم برداشت و گفت
کوک:ات اون یه دوست معمولی بود... تنها عشق من تویی
بعد کتش رو دراود و رو انداخت و من رو به سمت ماشین
برد
دیدگاه ها (۰)

ته یونگ :اره کوک بهم گفت هانا :اگه بچه دار بشم با کوک چیکار ...

کودک پدر پارت 3ویو راوی: ماه ها گذشت نیلسو دیگه راه میرفت حر...

ددی فاکر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط