{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب خیال بی خبر از من

امشب خیال بی خبر از من
رفته است تا کجا؟!

کدام جای ؛ ندانم ،
اطراق کرده است

چشم انتظار مانده ام امشب ،
که بی من ؛ او ، رو بر کدام سوی نهاده ست

از نیمه هم گذشته شب ، اما

خیال من ، گویا خیال آمدنش نیست

در دم دمای صبح
دیدم خیال ، خرم و خندان ز ره رسید

پرسیدمش که ، رفته کجا ؟
پاسخی نگفت ، هرچند می نهفت
رازی نگفتنی را ،

اما دیدم
در دیده نقش روی تو را داشت

بوییدمش ....
شِگِفت .... !
بوی تو را داشت ...
دیدگاه ها (۲)

ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺴﺖ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻣﺎ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﺑﻪ...

می‌شود با یکی چای بخوریبا یکی سفر برویبا یکی عکس بگیریراه بر...

دلتنگم….لبخند دروغکی چرا….؟؟خوب نیستم . . .مثل قرصی که نیمه ...

،،،،

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط