{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم سر بزنم شعر بخوانم

آمدم سر بزنم شعر بخوانم
بروم...!
آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم...

به همین کوچه و این خانه و دیوار اتاق
و به آیینه سلامی برسانم بروم...!!

آخرین بار به لبهات کمی زل بزنم
به دلم طعم لبت را بچشانم بروم...!

یک کمی خاطره جا مانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم...

بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم...

باز باران زده در گوشه ی چشمم، باید
اشک... در دفتر شعرم بچکانم بروم....
دیدگاه ها (۱)

خدایا دلم گرفته ستاره ستاره شب رو روشن کن از رویا دوباره چقد...

یه شبایی تو زندگی هست که وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی ...

آدم هیچ وقت نمی دونه چی می خواد!آدمفکر می کنه یه جور آدم مشخ...

این را توی کله ات فرو کنکه زن ها با مردی که دوستش دارند ازدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط