{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نبین به چهره جوان مانده ام ،دلم پیر است....

نبین به چهره جوان مانده ام ،دلم پیر است....
من از شکست و شکست از صدای من سیر است...

کسی مرا نپسندید و باز می چرخم....
که این حکایت تلخ چراغ آژیر است....

چه قدر خاطره ی ناتمام دارم من...
که اسم تک تکشان حکمت است و تقدیر است...

مرا امید به یک اتفاق تازه نده.....
برای خیلی از این اتفاق ها دیر است....

من از نماز به این نکته اش رسیدم که....
سلام وقت خداحافظی چه دلگیر است !
دیدگاه ها (۵)

مثل دیوانه زل زدم به خودم...گریه هایم شبیه لبخند است...من که...

تنها دل بیچاره من نقش زمین شد..یا هرکه نگاهش به تو افتاد چنی...

زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیم...آخر خط که رسیدیم ..شروعش ...

ممنون عنایت توهستم...خیلی....مدیون ولایت توهستم... خیلی...آق...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط