{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتاق تمرن مثل همشه شلوغ بود موسق بلند عرق و خنده ها

اتاق تمرين مثل هميشه شلوغ بود موسيقى بلند، عرق، و خنده هاى بچه ها، تهيونگ داشت حركات جونگ كوک رو تماشا مى كرد كه ناگهان، وسط يه حركت، جونگ كوک نفس نفس زنان به ديوارتكيه داد و لبخندى زد، يه لبخند ساده، اما براى تهيونگ، انگار دنيا وايساد،
تهيونگ )زيرلب، به خودش)، واى چقدر چقدر اين بشرجذابه نه، تهيونگ آروم باش اين فقط كوكيه ،".. دوستت..هم خونت
همون لحظه، نامجون كه ازكنارش رد میشد، متوجه
مكث تهيونگ شد،
نامجون: تهيونگ؟ خوبى؟ يه لحظه هنگ كردى انگار،

تهيونگ با دستپاچگی گفت:، ها؟ نه، نه چيزى نيست داشتم به رقص كوكى فكرمى كردم، خيلى قوى شده،
نامجون: آره، خيلى تلاش مى كنه
نامجون رفت، اما تهيونگ هنوزداشت به جونگ كوك نگاه مي كرد، يه حس عجیب غريب و جديد تو دلش جوونه زده
بود،
دیدگاه ها (۰)

همه کامنت کنیدااااااا

من خودمو دوست دارم🎧

شبیه داداداداداشاق داشاق داشاق ربات فعاله گزارش نکن

جونگ کوک داخل تیک تاک این پست رو لایک کرده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط