{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش در محشر آغوش تو مدهوش شوم

کاش در محشر آغوش تو مدهوش شوم
روی زانوی تو خاکستر و خاموش شوم

آنچنان از تب لبهای تو تبخیر شوم
که در این مهلکه بر باد و فراموش شوم

دل به دریا زده با موج تمنا ٬ دمساز
غرق در گوشه ی آرام بناگوش شوم

هوش از سر ببری هر چه دهن باز کنی
تا سحر لب به لب ِ خمره ی پرجوش شوم

مو پریشان بکنی بر سر و بر سینه ی من
که فنا در تو و خود نیز سیه پوش شوم

حکم عقل است که دیوانگی از سر گیرم
با تو تا شهر خدا هم دل و هم دوش شوم

آسمان رونق مهتاب ندارد تا کی ؟!
بی تو با یاد تو تا صبح هم آغوش شوم
دیدگاه ها (۱۳)

"دِلـــــــــــــــــــــــــــم"بــاران می خواهــــد..........

.

.

.

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط