{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انیابیا بشینخب بکی من و دامیان وارد را راب راب راب رابط

انیا:بیا بشین،خب بکی من و دامیان وارد را راب راب راب رابطه شدیم

بکی:چیییییییییییی!!!!!وای خدا باورم نمیشه معموریت با موفقیت انجام شد

انیا:چی معموریت چییییی

بکی:خب مهم نیست الان دیگه تموم شده

۱۰ دقیقه بعد

همه بچه ها اومدن

دامیان:یه روز کسل کننده ی دیگه شروع شد

انیا:اره

دامیان آروم یه نامه به انیا میده

داخل نامه:به کسی نه گفتی که گفتی؟

انیا تو نامه نوشت:به جز بکی نه به هیشکی نگفتم

بعد داد به دامیان دامیان نامه رو خوند و سرش و به نشونه ی موافقت تکون داد


بعد آقای هندرسون اومد و درس و داد

بعد از درس

دامیان:انیا یه لحظه میای حیاط پشتی؟

انیا:باشه الان میام

حیاط پشتی

دامیان:حواست باشه تابلو نکنی یه تو رابطه ایم،حالا بیخیال این آدرس و بگیر

بعد یه آدرس میده به انیا

انیا:این چیه؟

دامیان:مگه نمی بینی ادرسه دیگه بعد از مدرسه اگه تونستی بیا اونجا منتظرتم

انیا:اوکی میام






میدونم خیلی کوتاه بود ولی واقعا خسته ام و بدنم درد میکنه انقدر تو باشگاه منشا خوردم بدن برام نمونده اگه میشه بدن بقیه شد بزارم ممنون😘
دیدگاه ها (۰)

من برگشتم خوشگلام قربونتون بشم دلم براتون تنگ شده بود😘😘بریم ...

سلام بچه ها ببخشید ولی من مجبورم ویس و پاک کنم واقعا معذرت م...

عاشق کسی شدم که ازش متنفرم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط