{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهــــار آمده اما هــوا هــوای تو نیست

بهــــار آمده اما هــوا هــوای تو نیست

مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست

بـــه شوق شــال و کلاه تـــو برف می آمد...

و سال هاست از این کوچه رد پای تو نیست

نسیم با هوس رخت های روی طناب

به رقص آمده و دامن رهای تـو نیست

کنــــار این همه مهمــــان چقـــــدر تنهایـــم!؟

میان این همه ناخوانده،کفش های تو نیست

بــــه دل نگیر اگـــر این روزهـــا کمی دو دلــــم

دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نیست

به شیشه می خورد انگشت های باران...آه...

شبیه در زدن تــــو...ولـــــی صدای تـــو نیست

تــــو نیستی دل این چتــــر ،  وا نخــــواهد شد

غمی ست باران...وقتی هوا هوای تو نیست...
دیدگاه ها (۳)

در منآدم برفی ای ستکه عاشق آفتاب شده ..و این خلاصه یهمه داست...

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت از فکر اینکه قد نکشیدم ...

بردار قاب عکس مرا از برابرتشاید که صاف شد دل از من مکدرتمن ه...

عاشقانه های شبنم

هایِ مجالس امام حسین(علیه السلام) 🖤 حاج مرشد چلویی:همان‌طور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط