{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از غم دوست، در این میکده فریاد کشم

از غم دوست، در این میکده فریاد کشم
داد رس نیست کـه در هجر رخش داد کشم

داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه بــرم، داد ز بیداد کشم

شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منّت آن را کـه به من داد، کشم

عاشقم، عاشق روی تو، نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد، کشم

در غمت ای گل وحشیِ من، ای خسرو من
جـور مجنون ببرم، تیشه فرهاد کشم

مُردم از زندگیِ بی تو که با من هستی
طرفه سرّی است که باید برِ استاد کشم

سالها می گذرد، حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
دیدگاه ها (۱)

می فروشی گفت: کالایم می استرونق بازار من ساز و نی استمن خمین...

چه تشعیع خوبی شد از توچه شور و شکوه و جلالی محبین همه دور تا...

؟

خودم : توفیق اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط