{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_76
+ چیشد باز رفتی تو فاز چصناله؟
با استرس لب زدم:
_وای ملیس ترم آخرو بگوو! نزدیکه..
با شنیدن حرفم خنده ای کرد :
+ نترس دختر با تقلب میریم بالاا
چپ چپ نگاهش کردم و دستشو کشیدم داخل کلاس بردمش..
پشت میز نشستیم گرم صحبت بودیم که کراش سلن نزدیکم اومد ..
با استرس از سرجام بلند شدم..
_چی میخوای ؟
نیشخند رو مخی زد..
+مشخص نیست؟
ملیس بلند شد محکم تخت سینش کوبید
+کم رفیقمو اذیت کن مشتی حالام بکش کنار حوصله نداریم!
این حرفو با لحن لاتی گفته بود..
الان موقعیتش نبود وگرنه غش غش می‌خندیدم..
سپنتا با شنیدن حرف لاتی ملیس تک خنده ای زد ..
و ازمون فاصله گرفت ..
ملیسا با غرور سرجاش نشست..
+ دیدی چطوری زدمش زمین جانِ تو؟
قهقهه ای زدم که همون لحظه استاد پیر فیزیک وارد کلاس شد ..
بسم الله ای زیر لب گفتم ..
یا خدا این اومد ..
سریع شروع کرد به غرغر کردن:
± صداتون بیرون از کلاسم میاد هاا مگه بچه اید شما؟؟
سلن صداشو نازک کرد :
+ استاددد!! ی چی یادتون نرفته؟
متعجب خیره ی سلن شد که سلن ادامه داد:
+ امتحان قرار بود بگیرید!!
وایی دختره ی رو مخ! همین امروز که من چیزی نخونده بودم اینم اینکارو کرد ..
_ وای یادم رفته بود دخترم خیلی ممنون مثبت برات میزارم بابت یادآوریت!
دیدگاه ها (۲۳)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_75همینکه رو صندلی نشستم حرصی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_74غر زنان دنبالم راه افتاد ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط