{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت خیلیا توو این شهر از خفگی مردن

گفت : خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن.
گفتم : آره، این طرفا دریا سرِ سازگاری نداره با کسی.
گفت : دریا خیلیا رو کُشته
اما اونایی که من میگم
همشون از دلتنگی خفه شدن ..
دیدگاه ها (۱)

آهای حاکم....! در این بازی دیگــــر ، حکمِ دل نکن . مــــــن...

" خـــوبــــی؟"گاهی با تمـــام تکراری بودنش غــوغــــــــامی...

رابطه که تموم میشه بعد یه مدتی آدم تازه میفهمه دلتنگی ینی چی...

دیشبتضاد تلخی، میان من و بالشم بود !من تنهایی، تا صبح،به حال...

گفت : چته جوون؟ توو خودتی!هیچی نگفتم ؛ گفت : با شمام ، خیلی ...

#pain #P²⁷ با زخمی روی مچ دستش رو به رو شدم با چشمای متعجب ن...

Part7دروغویو دریا خودم نمیدونم چرا این حرف ها رو گفتم ولی حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط