{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Anderson you are mine

Anderson you are mine
part 3

_من که هیچوقت خیانت نمیکنم اما خب قبوله
+هعیییی
_چی شد؟
+هیچی همینجوری
یکم قلقلکش دادم که بخنده و واقعا هم خندید
+*خنده*
_دیگه نبینم ناراحت باشی
+باش
سرش رو بوسیدم و بعدش موهاشو نوازش کرد
_لیلی تو چند ساله بودی؟
+نوزده
_من بیست چهار
+پنچچچ سالللل
_خودت خواستی خب
+خب دیگه پاشو بریم
_بریم . صبر کن لباست خاکی شده
دستم رو بردم نزدیک و تکونش دادم که خاکش بریزه که تازه به خودم اومدم که دستم رو باسنشه
_چیز ببخشید
+اشکال نداره من دیگه میرم *لپشو بوسید*
یکم سرخ شدم
_هه هه
+خدافیظ
دامنشو بالا گرفت و رفت داخل
*ساعت عروسی*
لیلی با یه لباس سفید خوشکل چین چین اومد و رو به روم ایستاد و هردو بله راگفتم
+_بله
*شب*ویو لیلی:رفتیم رو تخت که یهو هیون روم خیمه زد و خمار نگاهم کرد‌........
که یهووو.......
دیدگاه ها (۳)

هر جور بهش نگاه میکنم نمیتونم به عنوان برادرم ببینمش🥲😭(بیشتر...

Anderson you are mine part 4ویو لیلی: با دل‌درد بلند شدم و ک...

Anderson you are mine part 2ویو هیونجین:لیلی خواب بود و رفتم...

Anderson you are mine part 1ویو لیلی*ویکتوریا شد لیلی*: بلند...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_335خندید_بریم باهم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط