{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمان تو گرچه خوشه‌ی انگور است

چشمان تو گرچه خوشه‌ی انگور است
دست من از آن شراب مطلق دور است

از نوش لبانت نچشیدم، اما
کندوی دهان تو پر از زنبور است...
دیدگاه ها (۸)

گر محبت ثمرش سوختن و ساختن است یا به دنبال محبت سر خود باختن...

شرح دلتنگی خود را به فَـلَک هم گفتم؛رعدوبرقی زد و بالفور، هم...

چیزے نیست دارم تاوان سادگیمو میدم تاوان دوست داشتن همینه تنه...

تقدیر ارتروز گردن گرفت از بس همه اشتباهاتشان را گردنش انداخت...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

فراموش شده پارت۱ویو آناری: دست هایم را دور گلوی برادرم حلقه ...

پارت دهم:نوری در چشمان او(Rose)دستی به لباس سفید رنگ و بلندش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط