{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

@ROMANKHONEINSTA

@ROMANKHONEINSTA

دختری به اسم ترساست که دو سال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکوره . مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش( عزیزجون) زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده .
ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتوسا(خواهر ترسا)به خارج داشته تحت هیچ شرایطی راضی نمیشه که ترسا رو بفرسته کانادا، به همین خاطر همین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیدا کنند که موفق هم میشند ولی برای عملی شدن این راه حل یه سری اتفاقاتی میفته و شخصی وارد زندگی ترسا میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه
دیدگاه ها (۳)

چهارده ساله که بودم ؛ عاشق پستچی محل شدم.خیلی تصادفی رفتم در...

آواز خواندن بیش از صحبت کردن در آرامش نوزاد موثر استگریه مدا...

نویسنده : sahar shabani کاربر انجمن نودهشتیاتعداد صفحات : ۴۸...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط