{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعرهم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم.
که اگر زود،اگر زود بیایی دیر است
رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود
دلم از هر چه و هر کس که بگویی سیر است
سایه ای مانده ز من بی تو که در آینه هم طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی می خواندی
دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است
کاش می بودی و با چشم خودت می دیدی
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است
تارهای نفسم را به زمان می بافم''
که تو شاید برسی حیف که بی تأثیر است...............
دیدگاه ها (۱)

زندگی دوختن شادیهاستو به تن کردن پیراهن گلدار امیدذهن ما باغ...

رفتم به او بگویم (من عاشقت شدم ) رالرزیدم از نگاهش...گفتم عج...

می گویند" زمان " آدمها را عوض می‌کند،اشتباه نکن ..." زمان "...

ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻝ ﺳﯿﺮﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﯿﻨﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻭ ﺑﮕﻮ:ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺧﻮﺑﯽ؟ﺩﻝ ﻣﻦ ﺗ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط