{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به او بگویید دوستش دارم!

به او بگویید دوستش دارم!
هنوز هم در لعنتی ترین حوالیِ خاطراتش، دوست داشتنش را به خود تلقین میکنم
چقدر تلخ میشود حرف های دلم را، شما به گوشش برسانید
دستم به دامانتان!
بگویید دوستش دارم و ندارَمَش
سر میکند و سر میکنم؛ او با دلخوشی هایش، من با خاطره هایش
بگویید هنوز هم سر حرفم مانده ام
منتظرش می مانم
آغوشم را جز به او، به کسی قرض نمیدهم
بگویید من دارم جان میکنم
بگویید دوستش دارم و ندارَمَش ..
دیدگاه ها (۲)

دلم دل میخواهداز آن هایی که جان میدهند و جان میگیرند ..از آن...

جوانی ام در این امید پیر شدنیامدی و دیر شد ..

فرقی نمیکند کنار دریا باشیوسطِ مهمانیکنج اتاق یا هر جایِ دیگ...

وقتی قلم بدست میگیرم...وقتی مینویسم....یعنی دلم برای توعه لع...

پارت ۳توی راه برگشت، وقتی گای از کاکاشی خداحافظی کرد، او نصف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط