سیلاااام
سیلاااام
و بالاخرهههه
پارت 9😂
ته :و ...الانم ناراحتم ک چرا زود تر نگفتی
رزی:نهههه من فک کردم تو میدونی ولی هنوز ناراحتی 😢
ته:بیا بخلم
رزی:میام
من :اییییییییییییی اه اه چندش
جنی : بچه هاااااا بادیگارداااا
ته :بریم
دخترا :بریم
ویو جنی
من حال خوبی نداشتم ولی باهاشون رفتم منیجر هام لباسامو دادن و من رفتم تو انبار عوض کنم عوض کردم و یک لباس بلد مجلسی با ی کت چرم بود در رو با قفل باز کن باز کردیم چون کلید نداشتیم رفتیم تو چهوون رو انگار برق گرفته بود
من :بوخودااا حال و حوصله ندارم
و بالاخرهههه
پارت 9😂
ته :و ...الانم ناراحتم ک چرا زود تر نگفتی
رزی:نهههه من فک کردم تو میدونی ولی هنوز ناراحتی 😢
ته:بیا بخلم
رزی:میام
من :اییییییییییییی اه اه چندش
جنی : بچه هاااااا بادیگارداااا
ته :بریم
دخترا :بریم
ویو جنی
من حال خوبی نداشتم ولی باهاشون رفتم منیجر هام لباسامو دادن و من رفتم تو انبار عوض کنم عوض کردم و یک لباس بلد مجلسی با ی کت چرم بود در رو با قفل باز کن باز کردیم چون کلید نداشتیم رفتیم تو چهوون رو انگار برق گرفته بود
من :بوخودااا حال و حوصله ندارم
- ۶.۶k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط