پارت اول رمان

شوگا
منو جیمین به یه اردو رفتیم از طرفه مدرسه گروه بندی مون کردن و منو جیمین و دوتا از دخترای دیگه توی یه گروه افتادیم(وادففففف) یه چادر بهمون دادن که مناسبمون بود

مریدا: عااا حالا که هم اتاقی یا هم گروه هستیم بهتر نیست که باهم اشناشیم؟؟
شوگا: ایده ی خودبیه
جیمین: میگم اسمت چیه؟
مریدا: من اسمم مریدا هستش و اسم اون یکی دوستم جوکیونگ هست(میدونم توی زیبای حقیقی)
جیمین و شوگا: خوش بختیم
شوگا: خب جوکیونگ کو؟؟
جوکیونگ: من امد....
شوگا: سلام من اسمم شوگاست (قربون اسمت برم)
جیمین: سلام من جیمین هستم
جوکیونگ: وای خدایا چقدر جذابن اینا(اروم گفت)
شوگا: چیزی گفتی؟
جوکیونگ: ن.. نه
مریدا: خوبی جوکیونگ؟
جوکیونگ: ا.. اره خوبم
جیمین: خب پس تعیین کنیم که کی کجا بخوابه شوگا سر خوابش حساس
شوگا: جیمیننننننننننننننن
مریدا: عااا خب من از تاریکی میترسم میشه چراغ هارو روشن بزاریم
جیمین: اگه چراغ روشن باشه من نمیتونم بخوابم
شوگا: بیا پیش من بخواب مریدا(واااادددد)
مریدا: ها چیزه با.. باشه
جیمین: شوگا باز شروع کردی (اروم)
شوگا: چیزی گفتی جیمین؟
جیمین: چی نه نه نه
جوکیونگ: پس من کجا...
جیمین: بیا پیش من بخواب
جوکیونگ: با... باشه





خب این از پارت اول اگه بالای پنج تا لایک خورد بازم میزارم🤍🤍🤍
دیدگاه ها (۰)

عرررر منم موخاممم تاحالا کیمچی خوردی؟؟؟؟؟

تورو خدا بگینننن فقط کیوت نگین بی زحمت ولی هرچی دلتون خواست ...

😌😏😎

بگین

پارت یازدهم گمشده ای شرق

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۳پهلو سمتش چرخیدم و گفتم احت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط