" تقدیر "
" تقدیر "
یعنی پرنده ای باشی
خسته از هزار مهاجرتِ باران دیده...
و حوالی مقصد
آنقدر خسته باشی
که چشمت جایی را نبیند و آرام
ارتفاعت را کم کنی...
و یک شکارچی
اولین شلیک زندگیش
آنقـــــــــــــدر خطا برود ،که با تو مشترک شود...
و تو سقوط کنی تا مدال افتخار سینه کسی باشی...
کسی که هیچگاه
به تقدیر اعتقادی نداشت...
یعنی پرنده ای باشی
خسته از هزار مهاجرتِ باران دیده...
و حوالی مقصد
آنقدر خسته باشی
که چشمت جایی را نبیند و آرام
ارتفاعت را کم کنی...
و یک شکارچی
اولین شلیک زندگیش
آنقـــــــــــــدر خطا برود ،که با تو مشترک شود...
و تو سقوط کنی تا مدال افتخار سینه کسی باشی...
کسی که هیچگاه
به تقدیر اعتقادی نداشت...
- ۶۳۸
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط