{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من،

من،
هیچ کسی را آن سوی دیوار نداشتـه باشم

شاید..

اما در این غروب کسالت بار
هیچ چیز
بـه اندازه ی تلفنی از زندان،
خوشحالم نمیکند!

و مرد ی کـه ...
اعتراف کند
گاهی. . .

بـه جا ی آزاد ی ،
بـه من می اندیشید !




¤رویا شاه حسبن زاده¤
دیدگاه ها (۳)

:|

برای دختری که چند ماه وچند سال از او کوچکترم..به رابطه های ل...

با اینکه همه آنچه ک در نظر داشتی را انجام ندادی، باز با این ...

من ناز نمیکشــم دلت خاســت بروکج کج نکنم نگاه و یکراست برو!ب...

یک قدم مانده تا طلوع [بخش ۱]

معامله نهاییپارت ۴۹خیلی خب ، الان باید چیکار کنم ؟ در حالت ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط