{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دور نگاهش میکنم

از دور نگاهش میکنم ،


لاغر و قد بلند . . . .


اما حس میکنم کمی قامتش خم شده . . . .


تنها اوست که وقتی می خواهم به تو برسم ،


نظرم را جلب میکند . . . .


می ایستم و نگاهش میکنم . . . .


مثل همیشه خون جلوی چشمهایش را گرفته است . . . .


چه می دانم . . . .


انگار از سر حسادت ،


می خواهد دیرتر به هم برسیم . . . .


با اینکه مادرم هرشب برایمان اسپند دود میکند ،


اما بازچشم چراغ راهنمای این خیابان ،


هنوز کور نشده . . . . !
دیدگاه ها (۶)

آب و هوای مدیترانه ایِ آغوشت ،چله ی تابستان اندامم را ،تحریک...

تو پست یکی از کاربران دیدم حیفم اومد ادامشو ننویسم . . . .ﭼﮕ...

این روزها دوز قرص هایم را کم کرده ام . . . .هر از گاهی انگشت...

تـلـویـزیـونـش را خـامـوش کـرده . . . .روزنـامـه نـمـی خـوان...

صحنه پارت شانزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط