{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مایا/سلام من مایا تاچیبانا هستم(اسلاید دوم مایا هست اینتو

مایا/سلام من مایا تاچیبانا هستم(اسلاید دوم مایا هست اینتوری نگاهش نکنید خیلی قویه) وقتی 13 سالم بود مادر و پدرم مردن
الان 17 سالمه و من یکی از اعزای باند توکیو مانچی هستم
مدرسه/ مثل همیشه حاضر شدم و رفتم به مدرسه جدیدم حالم از مدرسه بهم میخوره ولی خوب باید برم
مکان/کلاس
مایا/ دوتا بغل دستیم یه پسر بود که خیلی هیز بود
و اون یکی بغلم دستم یه دختر بود خیلی مهربون بود
منم باهاش دوست شدم
زنگ هنر گذشت و زنگ ریاضی شد
معلم/ مایا پاشو برو پاتخته تخته رو تمیز کن پاشدم رفتم
پسر بغل دستیم/استاد قدش نمیرسه
خلاصه مایا با زور تخته رو پاک کرد
مایا/ دیدم مایکی بهم زنگ میزهنه مایکی/ سلام مایا امروز ساعت 10 شب بیا به معبد که از اون ور بریم اونجا ایی که گفتم
مایا/ چشم
زنگ خونه خورد از مدرسه تعطیل شدیم
رفتم جلو ی اون پسر عوضیه چرا بهم تیکه میندازی من خیلی هم قدم بلنده عوضی تو کوتاه ولا دوستت بلند تر از تو‌هست دوستش/ خنده
پسره/ تو چرا میخندی
رفیقش در گوش مایا/ مایا کوچولو دوروور دوستم نگرد اون خیلی کله شقه(خنده) خلاصه
رفتم خونه رفتم حموم لباس باند رو پوشیدم و ماسکم رو سفط بستم رفت معبد
مایکی/ سلام به همگی جلسه شروع میشه
خوب امروز باید جنگ بین دو تا باند قدرت مند
شروع شه
من دراکن و مایا عصبانی و خنده رو میتسویا
با برادران هایتانی ایزانا و کساکی و قوی تزئین می‌جنگیم و بقیه شماها با افراد فرعی بجنگید
دیدگاه ها (۰)

ریندو/ چی مایا تو بودی این همه کتک خوردی بازم پاشدی اون زربه...

وستای راه مایا به هوش امدمایا/ دیدم رو کول ران هستم و ریندو...

درمورد داروساز نمونه نمیتونم بزارم چون ننوشتمش باید عشم بهتر...

سلامممممم چطورید خوبید عیدتون مبارک ببخشید چند روز نبودم چون...

رومان عشق بی نھایت پارت 14 از زبان ملیسا حنا یہ سرہ نخی از ک...

رومان عشق بی نھایت پارت 14 از زبان ملیسا حنا یہ سرہ نخی از ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط