{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون دوستم می‌داری و تنگ در آغوش می‌کشی

چون دوستم می‌داری و تنگ در آغوش می‌کشی
هیجان‌زده تسلیم می‌شوم
تا توفان‌ها و هراس‌هایم را آرام کنم
عشق من با من سخن بگو

باید شب‌های ناخوشایند را
از فریاد‌های شوق‌مان لبریز کنیم
 شب‌های آرام را افسون کنیم
عشق من با من سخن بگو

در شبی که قربانی سرنوشت‌های شوم است
اشباح دلهره می‌آفرینند
و تو مگر مرده‌ای هستی ؟
عشق من با من سخن بگو

دوستم اگر داری
باید بگویی
هیجانت را باید ثابت کنی
شور و شوقت را
عشق من با من سخن بگو

دروغ هم حتی گفته باشی
حتی وانمود به شور و هیجان هم کرده باشی
برای این‌که رؤیا ادامه یابد
عشق من با من سخن بگو

#
دیدگاه ها (۳)

مُهم نیست که شانه هایَت تجسم استو آغوشـت خیالهـمه یادت اینجا...

درسهای عاشقی را روی کتاب مینوشتن تا کسی دله کسی را نشکند ..ح...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دوآزدهـم مشکل ما ...

پارت ۲۲:سلام من به زندگی جدید(Rose)۹ مارس سال ۱۹۹۳.شروع دفتر...

#اخرین_پیچ#پارت_24 (ویوی جونگ کوک ) ا. ت داشت تو فروشگاه برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط