ناگزیرم اگرکه مثل درخت در هجوم تبر نفس بکشم

ناگزیرم اگرکه مثلِ درخت، در هجوم تبر نفس بکشم
باشد آماده ام اجازه بده، باتو یک مختصر نفس بکشم
چیزی ازجنس شعله کم دارم، آتشم لیک زیرِ خاکستر.....
مثل ققنوس کاشکی می شد، شعله ور، شعله ورنفس بکشم
🔷
محض ِ بالِ فرشته های خدا،نفسی می کشم نه آه، نه آه
بیم دارم که مشتعل بشوند، گرکمی داغتر نفس بکشم
اینکه عمرم به یک نفس بنداست، هست امابه واپسین نفسم
که حرامم شود، حرام، حرام، بی تو یک روز اگر نفس بکشم
🔷
قبض روحِ مرا به عهده بگیر، تانباشی تو.جان نخواهم داد
میل، میلِ تو است می آیی، یاچنین محتضرنفس بکشم؟
جلیل_واقع_طلب
دیدگاه ها (۷)

نه پیش روست مهلتی که با تو روبرو شومنه دست داد فرصتی که گرم ...

به جناب عشق گفتم : تو بیا دوای ما باش که به پاسخم بگفتا : ت...

جز عشق و هر چه داشتم سوخته شد...#استوری

#طنز#استوری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط