{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بایدباوسواس بنشینم و

بایدباوسواس بنشینم و
یکی از چهارخانه های پیراهنت را
که به قلبت نزدیک تر است،
انتخاب کنم؛
بعد بشود خانه ی من ...
آخر میدانی؟!
من
به صدای قلب ِتو
به عطر تن تو
عادت دارم
دیدگاه ها (۸)

انسان های ساده را احمق فرض نکنید ..!باور کنید، آنها خودشان ن...

چشمانم آب مروارید آورده انداشکِ برای توآخر سرقیمتی می شوداز ...

...

چه لذتی داشت وقتی تو حرم راه میرفتم اون همه شور و هیجان مردم...

🖤 پارت ۴۰ | «انتخاب دوم»لانا به اطراف نگاه کرد.— «بابا! خودت...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط