{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌

‌‌
چه پیراهن قشنگی پشت ویترین بود
که کس دیگری باید
برای کس دیگری می‌پوشید.
تو رفته بودی و دیگر
قشنگی هیچ پیراهنی
به درد تنم نمی خورد...
دیدگاه ها (۱)

‌‌اگر یک نفرهر آنچه کهاز درونش بر می آید را بنویسدبی شک ،از ...

مکث چشمانتعزیزمنبض ِاحساسِمن است...#

می پرستمٺوقتی نگاهٺ از رگ گردن بہ من نزدیک تر اسٺ ...

در مرگ ِ من یک روزباران میشود چشمتاین قصه نامرد است و منسهرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط