{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت شغالي مرغ پيرزني را دزديد پيرزن در عقب او نفرين کن

#حکایت شغالي مرغ پيرزني را دزديد پيرزن در عقب او نفرين کنان فرياد زد: «واي! مرغ دو مني (6 کيلويي) مرا شغال برد.»
شغال از اين مبالغه به شدت غضبناک شد و با نهايت تعجب و غضب به پيرزن دشنام داد.
در اين ميان روباهي به شغال رسيد و گفت: «چرا اين قدر برافروخته اي؟»
شغال جواب داد: «ببين اين پيرزن چقدر دروغگو و بي انصاف است. مرغي را که يک چارک (750 گرم) هم نمي شود، دو من مي خواند.»
روباه گفت: «بده ببينم چقدر سنگين است؟»
وقتي مرغ را گرفت، پا به فرار گذاشت و گفت:
«به پيرزن بگو مرغ را به پاي من چهار من حساب کند.
دیدگاه ها (۱)

شغالی مرغ پیرزنی را دزدیدپیرزن در عقب او نفرین کنان فریاد زد...

#داستان_امشب...شغالی مرغی از خانه پیر زنی دزدید.پیر زن در عق...

قلباتون انرژی میده 🧸🤍کامنت فراموش نشه 🍒#ولاگ_درسی#انگیزه_درس...

همین اکانتمو می‌فروشم با اعتبار زیادی عوض میکنم پیجم با ایمی...

ولی سهراب و محسن شدن تکرار نعیم و رضا پروانه :)#یل #نوید_محم...

اما داستانِ قشنگی داشتیم :)#بدنام #حسن_پورشیرازی #امیر_اقایی...

😁🪇💙رو مخ‌ترین اسباب بازی زمان ماکه اولِ کار، مامان باباها دن...

ویگن خداست

قلباتون انرژی میده 🧸🤍کامنت فراموش نشه 🍒#ولاگ_درسی#انگیزه_درس...

😫😫هی روزگار #نوستالژی#نوستالژیک#کافه_نوستالژی #قدیمی#قدیمیاے...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط