{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یک خانه قدیمی میخواهد

دلم یک خانه قدیمی میخواهد
با حافظ خوانی
آن هم از زبان تو
دو استکان چای داغ .....
زمستان باشد ؛
در و پنجره ها را ببندم
تو بنشینی کنارم و شعرت را بخوانی و
من مات نگاهت کنم
آنقدر مات که تو بخندی به دیوانگی ام
دلم یک زندگی ساده میخواهد
پر از لحظات با تو بودن پر از صدای تو .پر از سکوت من
و خالی از هر چیز دیگر .......


#ملیکا_صفوی
دیدگاه ها (۱۶)

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پروانه جان

پارت بیست‌وسوم: طنینِ ابدی 💍 (پایان)[ظهر — گوشه‌ی آرام گالری...

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط