{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا رنج تحمل نکنی، گنـج نبینــی

تا رنج تحمل نکنی، گنـج نبینــی

تا شب نرود، صبح پدیدار نباشد

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

پشت این پنجره من منتظر چشم نگاراو به فکــر دگری بود و من اما...

دلـــم شبیه اناری شد از جنون پاشیدبه صد بهانه بـدل شد ز گونه...

-اینگونه که مرا صدا می زنی درخت پیر حیاط را هم صدا کن  شکوفه...

الهی...!دوستان تو سران وسرهنگانند، بی گنج وخواستهتوانگرانند....

«محمدحسین شیراوند»، دانش‌آموز ۱۴ساله و مداح اهل‌بیت (ع) از ش...

‏ تا آفتاب می‌رود و صبح می‌دمدعاید به خیر باد صباح و مسای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط