{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی

تا رنج تحمل نکنی، گنـج نبینــی

تا شب نرود، صبح پدیدار نباشد

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

پشت این پنجره من منتظر چشم نگاراو به فکــر دگری بود و من اما...

دلـــم شبیه اناری شد از جنون پاشیدبه صد بهانه بـدل شد ز گونه...

-اینگونه که مرا صدا می زنی درخت پیر حیاط را هم صدا کن  شکوفه...

تا تحمل نکنی گنج نبینی.!تا شب نرود صبح پایدار نشود.!

سلطان تتلو: وقتی یه شب تا صبح زیر سوزن خوابیدی و تحمل کردی م...

اگه قرار یکی از ما بمیره امیدوارم اون تو باشی ـچون حاضرم یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط