برا خیلی ها رفیق بودم . . خیلی ها نارفیق بودن
برا خیلی ها رفیق بودم . . خیلی ها نارفیق بودن
سعی کردم خوب باشم . . اما بدی دیدم
اعتماد کردم . . نارو زدن
عاشق شدم . . نرسیدم
دوست داشتم (محبت کردم) . . لطمه خوردم
مهربان بودم . . بی تفاوتی دیدم
برای همه شادی آفریدم . . اما غمگینم کردند
لبها رو خندوندم . . چشمهایم را گریاندند
از تنهایی در آوردم . . تنها موندم
پیچیده و دشوار بودن . . من راحت و ساده
همدم و همراه شدم . . بعدها خنجر خوردم
اما من رفیق بودم . . و باز همون "رفیق" موندم و در آخر . .
تا نفس دارم و زنده ام . . رفیق خواهم ماند . . .
دل نوشته خودم...
سعی کردم خوب باشم . . اما بدی دیدم
اعتماد کردم . . نارو زدن
عاشق شدم . . نرسیدم
دوست داشتم (محبت کردم) . . لطمه خوردم
مهربان بودم . . بی تفاوتی دیدم
برای همه شادی آفریدم . . اما غمگینم کردند
لبها رو خندوندم . . چشمهایم را گریاندند
از تنهایی در آوردم . . تنها موندم
پیچیده و دشوار بودن . . من راحت و ساده
همدم و همراه شدم . . بعدها خنجر خوردم
اما من رفیق بودم . . و باز همون "رفیق" موندم و در آخر . .
تا نفس دارم و زنده ام . . رفیق خواهم ماند . . .
دل نوشته خودم...
- ۳.۷k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط