توی اون لحظه گریه نکردم
توی اون لحظه گریه نکردم ...
شبش هم نخوابیدم...
ولی صبح روز بعدش وقتی قهوه جوشیدو ریخت روی گاز گریه کردم...
وقتی مامانم غذایی که دوست ندارم رو پخت گریه کردم...
حتی وقتی موهامو شونه کردم و انجوری که میخواستم نشد هم گریه کردم...
سر یه سکانسی که توی فیلم بود هم بیشتز از یک ساعت گریه کردم ...
توی خیابون یه بچه خوردزمین وقتی دیدم گریه کرد باهاش گریه کردم ...
از اون روز به بعد توی هر حال و هر لحظه گریه کردم ...
اره توی اون لحظه گریه نکردم ولی
بعدش هرچی شد گریه کردم:)💔
شبش هم نخوابیدم...
ولی صبح روز بعدش وقتی قهوه جوشیدو ریخت روی گاز گریه کردم...
وقتی مامانم غذایی که دوست ندارم رو پخت گریه کردم...
حتی وقتی موهامو شونه کردم و انجوری که میخواستم نشد هم گریه کردم...
سر یه سکانسی که توی فیلم بود هم بیشتز از یک ساعت گریه کردم ...
توی خیابون یه بچه خوردزمین وقتی دیدم گریه کرد باهاش گریه کردم ...
از اون روز به بعد توی هر حال و هر لحظه گریه کردم ...
اره توی اون لحظه گریه نکردم ولی
بعدش هرچی شد گریه کردم:)💔
- ۵.۵k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط