{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از در بالا رفتم

از در بالا رفتم
پله ها را باز کردم
لباس خوابم را خواندم و
دکمه های دعایم را بستم
ملافه را خاموش کردم و
چراغ خواب را روی سرم کشیدم
آخ...
از دیشب که مرا بوسید همه چیز را قاطی کرده ام..
دیدگاه ها (۱)

هعیی

ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮﻡﻭﻗﺘﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﻓﻪ ﺍﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﻫﺎ ﺭﺍ...

خیلی خوشکله

ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم، بریدی...

رمان تهیونگ

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۱۸ات ویو وقتی کوک رفت به سمت در...

اعتماد پارت|۷۹|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط