{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وانشات از بی تی اس وقتی برای اولین بار می بریشون ایران و

وانشات از بی تی اس وقتی برای اولین بار می بریشون ایران و رفتین پیش خوانوادت
.
.
نامی"ات عجب خوانواده ای داری چقدر شوخ طب جای جین خالی،
و بابای ات نامجون رو صدا می کنه و میگه بیا این پیژامه منو بپوش(پیژامه چهار خانه😂)
.
.
جین"داره از خنده پاره میشه بخاطر اینکه مامان ات داره خاطرات بچگیه ات رو تعريف میکنه موضوع 💦توی جوب کرده(بفهمید منظورم چیه😅)
.
.
هوپی"دارین شام می خورین که هوپی توی گوشت میگه چقدر غذای مامانت خوبه ات"آره هوپی"ولی غذای تو یکم خوب نیست ات"چیییییی(بلند) و داستان ادامه دارد هوپی میگه غذای این خوبه اون خوبه(بچم داره تعریف میکنه چرا افتادین به جونش)
.
.
یونگی"حدود۲ ساعت از وقت خوابش گذشته بود و توی گوشت بهت گفت ات بریم بخوابیم من از خواب مردم ات"باشه و شب بخیری میگن و میرن بخوابن و یکم بعدش یونگی و ات خواب بودن که یهو صدای دادو بیداد اومد یونگی گفت جنگ شده و ات گفت فکر کنم دعواشون شروع شد و بله پدر مادر ات داشتن سر اینکه بالنج واسه من دعوا می کردن🤣
.
.
جیمین"داشتین فوتبال نگا می کردین تیم مورد علاقه ی تو و بابات یکی بود پس رفتی پیش بابات و جیمین و مامانت هم تیم موقابل رو دوست داشتن اوناهم پیش هم نشستن اول تیم ما گل زد و بعد تیم مقابل به ما گل زد بعد بابام گفت قبول نیست بعدش هم مامانت گفت نخیر قبوله همین جوری داشتن ادامه می دادن که دیدیم ۲به۲ مساوی شدیم بعدش بابام گفت تیم ما برنده شد و مامان ات هم گفت نخیر واسه ما برنده شد و همین جوری ادامه دارد😂
.
.
دیدگاه ها (۴)

آسا(درخواستی)

🧩AHYEON🎄

فیک تهیونگ~~ملکه قلبم~~پارت۵

دو پارتی اسمات از شوگا ویو ات سلام من اتم و ۲۲ و ۴ ساله که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط