امروز ناهار خونه ای مامانم بودیم عصر مامانم همه رو صدا

امروز ناهار خونه ای مامانم بودیم ؛ عصر مامانم همه رو صدا زد واسه چای عصرونه سرمون تو گوشیا بود،مامان گفت یه ملت بیکار زندگیشون رو تو این گوشیا ریختن رو دایره شمام از اونا بیکارتر دم و دقیقه پی زندگی مردم هستین، همین قدر که سرتون تو گوشی تو زندگی بودالان زندگیتان گل وگلستون بود
بدبختی ملت از روزی شروع شد :
که مردا صبح نون گرم نگرفتن ،زنا صبحانه واسه شوهرشون درست نکردن ،صبحانه شد کیک و بیسکویت سوپری،ناهارم هر کسی یه وقتی خورد ،چای عصرونه برچیده شد ،
مامان جون واسه خودت تحلیل گری معضلات اجتماعی شدیا
کلی خندیدیم ولی یه کم بهش فک کنی پر بیراهم نمی که
دیدگاه ها (۵)

😢😢😢😢😢😢

جاذبه وجودتان مرا عجیب مجذوب کرده، وقتی کنارهم هستین من زمی...

عاشقمممممممم

چه موهبتی بالاتر از اینکه تورا دارم تولدت مبارک دختر قشنگممم...

پارت۱ [دیوانه وار عاشق]ات: سلام من ات هستم ۱۸ سالمه و تو ک...

وحشی پارت: 1••••سلام من اتم و 17 سالمه ما تو کره زندگی میکنی...

من و ملاقات با BTSpart «1»مادرم طراح مد معروفی بود از پاریس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط