{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلب های مرده پارت

قلب های مرده پارت ¹⁵

ا.ت : هوفف باشه بریم
دستشو گرفتم و باهم دویدم و رسیدیم به اون سمت خیابون. دقیقا روبه روی کافه
در رو باز کردم و سئوهیون هم پشت سرم اومد
تقریبا میز و صندلیاش کم بودن و همصون هم پر بودن اما یه میز و صصندلی گیرمون اومد. نشستیم و گارسون اومد:
گارسون : چیزی میل دارید؟
ا.ت : فعلا نه، ممنونم
میز کناریمون چندتا پسر بودن و خیلی صدای خنده های بلندشون روی مخم بود
بعد از چند دقیقه که عصابم خورد شد از روی صندلی با عصبانیت بند شدم و رفتم سمت میزشون. سئوهیون خواست بیاد جلومو بگیره اما خیلی دیر بود.
محکم با دست زدم به میزشون و داد زدم:
ا.ت : اینجا خونه خاله نیست که هرچقدر دلتون بخواد بلند حرف بزنید و بخندید لطفا رعایت کنید وگرنه مجبور نیشم گزارشتونو به عنوان مزاحمت عمومی بدم!!
یکی از پسرا  سرش رو بلند کرد و بهم نگاه کرد...چیییییییی!!!خاک تو سرم کنن این چه کار احمقانه ای بود کردممم
جونگکوک: چرا لال شدی؟! ادامه بده
زبونم نچرخید  حرفی که توی دلم بود رو بزنم اما تونستم یچیزی بگم:
ا.ت : من لال نشدم فقط...
جونگکوک : ففط از من میترسی کوچولو؟
ا.ت : من ازت نمیترسم عوضی!
همه ساکت شدن و به من نگاه میکردن
جونگکوک : الان به من جلوی جمع چی گفتی؟
ا.ت : ...
داد زد و نزدیکتر شد :
جونگکوک: ها؟؟
کمرم به خاطر نزدیک شدن جئون به میزی که پسرا دورش نشسته بودن خورد.
ا.ت : جئون بسه...
یکی از اون رفیقاش گفت :
کارلوس :  تو بد دردسری افتآدی دختر جون. جئون تا  دخترونگی تورو ازت نگیره ولت نمیکنه
یکی دیگه هم تایید کرد:
سانی : راست میگه!!
جونگکوک : همتون خفه شید...چجوری دلم میاد با خواهر کوچولوی زیر سن قانونیم بخوابم؟
همه دهنشون باز موند وقتی گفت خواهرم
کارلوس : جئون تو...خواهر داشتی و این همه مدت بهمون نگفتی؟
تو صورتش غریدم :
ا.ت : من خواهر تو نیستم مرتیکه
جونگکوک : هاننن دیدی؟ خودت دلت میخواد...
دوباره صورتشو اورد نزدیکتر که کل رفیقاش داد کشیدن:
آلدریک : هوووو پسرررر ببوسش!
بعد همصون شروع کردن به میز کوبیدن و میگفتن :
-ببوسش، ببوسش، ببوسش، ببوسش
یهو داد زدم :
ا.ت : دیوونه شدینن؟؟ برو اونور جئون مسخره بازی در نیار!!!
اما جونگکوک ادامه داد و تقریبا لبامون بهم خورده بود که صدای شکستن شیشه اومد.
سئوهیون : ا.ت رو ول کننن!!
جونگکوک سریع سرشو برگردوند و تونستم از حواس برتیش استفاده کنم و هولش بدم. از زیر دستش در رفتم و دیدم سئوهیون دوتا لیوانو زده به هم شکونده .

(این پیج برای پارت های حذف شده‌ست
پیج اصلی : @kim-honey-bts
دیدگاه ها (۲)

قلب های مرده پارت ¹⁴ دوروز بعد*داشتم وسایلمو جمع میکردم که ب...

قلب های مرده پارت ¹³بعد از نیم ساعت قدم ردن دیگه واقعا داشت ...

عشق مافیا

تکپارتی جونگکوک <●ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط