❤
❤
دیروز
برای مادربزرگ یک جز قرآن خواندم .
به خوابم آمد ،
می خندید .
برایم یک کاسه آش آورده بود .
آتشم زد ،
با خنده اش ،
با عطر چادرش.
(#ساناز_سلطانی)
دیروز
برای مادربزرگ یک جز قرآن خواندم .
به خوابم آمد ،
می خندید .
برایم یک کاسه آش آورده بود .
آتشم زد ،
با خنده اش ،
با عطر چادرش.
(#ساناز_سلطانی)
۸۹۲
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۹)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.