{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستنت !

خواستنت !
گلیمی بود
که همیشه
پاهایم
از آن بیرون می زد...
دیدگاه ها (۱)

حس خوب راچگونه قسمت کرده‌اندکه در خانه‌های این شهراحساس نیست...

وگاهیعادت چقدر‌ طعمِ تلخ و بدی دارد.وقتی کهبا علاقه اشتباهش ...

توی دنیایی که حتی گوجه ها هم رنگ عوض میکنن از آدما چه انتظار...

*و ما خاطرات را چونان میخی زنگ زده از دل دیوار بیرون می‌کشیم...

پارت نهم پرنسسی از جنس ابر اتاقِ می‌می با آن ذره‌های درخشان ...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط