{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره ای از شهید عبدالحسین برونسی

خاطره ای از شهید عبدالحسین برونسی

شهید برونسی یک بار خیلی دیر از منطقه به خانه آمد، شب همه خوابیده بودیم که متوجه شدم صدای شهید می‌آید، در خواب با کسی صحبت می‌کرد و می‌گفت، یازهرا(س)

چند بار صدایشان کردم اما اصلاً متوجه نمی‌شدند در حال و هوای خودشان بودند. وقتی توانستم بیدارشان کنم، ناراحت شد به سمت اتاق دیگری رفت، من نیز پشت سرش رفتم.

دیدم گوشه‌ای نشست، اسم حضرت فاطمه را صدا می‌زد و از شدت گریه شانه‌هایش می‌لرزد؛آرام‌تر که شد، به من گفت: چرا بیدارم کردی، داشتم اذن شهادتم را از بی بی فاطمه(س) می‌گرفتم.

نقل از همسر شهید عبدالحسین برونسی

یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

شهید سید حسین علم الهدی تاریخ تولد: ۱۳۳۷ تاریخ شهادت: ۱۶ دی...

یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد جهت تعجیل در فرج آ...

شهید چشمه فیض الهی است که در دنیا پدیدار شده شهید نگرشی است ...

خاطره ای از شهید سید مجتبی هاشمی یاد و خاطره تمامی شهدای گرا...

✍وقتی بزرگ شدید می‌خواهید چه کاره بشوید...💢وقتی از حاج قاسم ...

طلبه خدمتگذار: شهیدآیت الله سیدابراهیم رئیسیشهید رئیسی: من ا...

شهید جهان آرا : بچه ها اگر شهر سقوط کرد، دوباره آنرا پس میگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط