{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما را که درد عشق و بلای خمار کشت

ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند

جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
دیدگاه ها (۴)

ای کاش فقط تو قرص ماهم باشیدر قاب شکسته ی نگاهم باشیخوشحالم ...

نگذار که من شبیه مردم بشومقربانی یک سوء تفاهم بشومکافیست که ...

در آرزوی بوس و کنارت مردموز حسرت لعل آبدارت مردمقصه نکنم درا...

تپیدن ، سوختن، در خاک و خون غلطیدن و مردنبحمدالله که درد عاش...

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوستبيار نفحه‌ای از گيسوی معنبر د...

در حسرتم که با تو دمی گفت و گو کنمشاید به سحر عشق، ترا زیر و...

چه نگاه قشنگی داشت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط