{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهریور عاشق انار بود

شهریور عاشق انار بود
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد
تاج انار کجا و شهریور کجا؟!
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم
عاشق شهریوراست
اما هر بار تا می رسید ، فرصت
شهریور تمام می شود
نه شهریور به انار می رسید
نه انار می توانست شهریور
را بیبیند
دانه های دلش خون شد
و ترک برداشت
سال هاست انار سرخ است.....
سرخ از داغی و تندی عشق
و قرن هاست شهریور بوی
پاییز می دهد.....
دیدگاه ها (۱)

همیشه مقصدم بودیکجا با تو سفر کردمچقد تنها برم دریاچقد تنهای...

گاهی زانوهایت می شود تمام دنیایی که داری! آنها را در آغوش ...

.

تمام آدم ها نقاش هستندبرخی سیگار میکشندعده ای نقاشی و شاید م...

شهریور عاشق انار بود ، اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزدآخر...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

قصه نهم: کمیل بن زیادراز و نیاز با خدا، سلاح نهایی در برابر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط