مردی که همسرش را دفن می کرد سر مزارش با چشم های اشکبار کن
مردی که همسرش را دفن می کرد سر مزارش با چشم های اشکبار کنار روحانی ایستاد.
زیر لب می گفت : دوستش داشتم.
روحانی سرش را تکان می داد.
"یعنی...واقعا دوستش داشتم"
مرد یک مرتبه زد زیر گریه.
"اما...فقط یک بار آن را به او گفتم"
کاش تا دیر نشده دوستت دارم هایمان را خرج کنیم.
#میچ_البوم
زیر لب می گفت : دوستش داشتم.
روحانی سرش را تکان می داد.
"یعنی...واقعا دوستش داشتم"
مرد یک مرتبه زد زیر گریه.
"اما...فقط یک بار آن را به او گفتم"
کاش تا دیر نشده دوستت دارم هایمان را خرج کنیم.
#میچ_البوم
- ۳.۰k
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط