هععععی پارت ژدید
هععععی پارت ژدید
p¹¹
𝐦𝐲 𝐝𝐢𝐟𝐟𝐞𝐫𝐞𝐧𝐭 𝐥𝐨𝐯𝐞
انچه گذشت...
-چیه بیبی گرل پشیمون شدی؟(نیشخند)بهت گفتم پشیمون میشی
تازه هنوز واردت نکردم
+عاحححح...عاحح...آ..اییی....کوک لطفا ارومتر
-من که هنوز کاری نکردم
شلوارک ات رو دراورد و .....ات را پاره کرد (یاد اهنگه افتادم که میگه بدن لختت رو به ایفل😂
-اوهه بیبی ..... تو خودت رو بخاطر من خیس کردی؟ماکه هنوز کاری نکردیم(نیشخند)
-بیبیگرل(بیبی گرل و درد💩)اماده ای؟
+اههه ....اههه
-(روی پوصیه ات رو ضربه زد)گفتم اماده ای؟(نیشخند)
+اهههه...اره....اهههه
-خوبه
ویو ادمین ناراحتتون
کوک تا نصفه وارد ات کرد که ات جیغ زد(درد دلتم بخواد زیر رویای مایی)
+کوک ...خیلی بزرگه
پیام بازرگانی
اگه پیج فیک اسمات نویس خوب دارین بگین برم فیک بخونم🗿
-اوهه بیبی گرل نمیدونم ریاکشنت چیه اگه بگم تا نصفهاش را هم نکردم داخلت
+اههه...اههه(مرض چرا انقدر ناله موکونی)
-کامل کرد داخلش و شروع به تلمبه زدن کرد
+اححححی...ددی.....احححح..ددی تندتر...احححح
-بیبی گرل پاره میشی
+اهه کوک تند تر...احححح
-باشه بیبی گرل
خلاصه که اون شب کوک ات رو جوری پاره کرد که ات رو با ۱۵۰ تا بخیه هم نتونن بدوزن🤡(ادمین با ات لج است)!
خب این دوتا کبوتر مست خوابیدن و صبح
ویو صبح
از دید ات
و نکته:کوک برای اینکه ات نفهمه چه گوهی خورده دیشب به ات لباس پوشوند و گذاشتش توی یه اتاق دیگه(بچم داره گوه خوری های ات کثافت رو جمع می کنه)
+هوممممم.....(چشماشو مالید
+چی......(خیلی خیلی اروم
+چرا لباسم با لباسی که دیشب تنم بود فرق داره(چون کوک پارشون کرده😂🤡)
+نکنه؟؟؟؟.....اههه ات خیلی منحرفی....امکان نداره.....کوک اصن اهل این کارا نیس(ما فیک نویسا به راه چپ کشوندیمش ات خانوم😂😐)
+وایسا برم ازش بپرسم(کاری کرده باشین که کردینکه نمیاد بهت بگه اخه کص.خل😐)
+کوککککککککک(داد با ترس از اینکه همون که میدونید)
ویو کوک
-دیشب به ات لباس پوشوندم و خوابوندمش و ....... صبح با صدای ات که داشت اسممو داد میزد بیدار شدم
-نکنه که؟؟؟...نبابا از کجا بفهمه
-لباسا!!!......
-از اینکه هول شده بود از تخت پرت شد پایین
نکته :کوک بالا تنه اش لخته
ات هگون موقع سر رسید
-وای بخبخ شودم(تو ذهنش)
+کوک تو دیشب چیکار کردی
-با نگاه تعجبی بهش گف
-یعنی چی که چیکار کردم؟؟؟
+چرا لباسا که دیشب پوشیده بودم عوض شده؟؟؟
-(یا خدا چی بهش بگم اهان)
-خب دیشب خیلی مست شده بودی و خیلی بو الکل میدادی بهت گفتم برو حموم بو ازت کم بشه قبول کردی رفتی بعد این لباسا را پوشیدی
+اهان اوکی.......جیغ کوتاه
-چته
+بالا تنهات لخته کثافت
-چی(خیلی خیلی اروم) نیشخند
-تازه دیدی؟؟همراه با خنده
+خببببب اره(خجالت جلو چشماشو گرفته)
-هه
+بیشعور نخند من تا قبل از تو چشام پاک بوده
جا نیس اینم اومد که اومد
p¹¹
𝐦𝐲 𝐝𝐢𝐟𝐟𝐞𝐫𝐞𝐧𝐭 𝐥𝐨𝐯𝐞
انچه گذشت...
-چیه بیبی گرل پشیمون شدی؟(نیشخند)بهت گفتم پشیمون میشی
تازه هنوز واردت نکردم
+عاحححح...عاحح...آ..اییی....کوک لطفا ارومتر
-من که هنوز کاری نکردم
شلوارک ات رو دراورد و .....ات را پاره کرد (یاد اهنگه افتادم که میگه بدن لختت رو به ایفل😂
-اوهه بیبی ..... تو خودت رو بخاطر من خیس کردی؟ماکه هنوز کاری نکردیم(نیشخند)
-بیبیگرل(بیبی گرل و درد💩)اماده ای؟
+اههه ....اههه
-(روی پوصیه ات رو ضربه زد)گفتم اماده ای؟(نیشخند)
+اهههه...اره....اهههه
-خوبه
ویو ادمین ناراحتتون
کوک تا نصفه وارد ات کرد که ات جیغ زد(درد دلتم بخواد زیر رویای مایی)
+کوک ...خیلی بزرگه
پیام بازرگانی
اگه پیج فیک اسمات نویس خوب دارین بگین برم فیک بخونم🗿
-اوهه بیبی گرل نمیدونم ریاکشنت چیه اگه بگم تا نصفهاش را هم نکردم داخلت
+اههه...اههه(مرض چرا انقدر ناله موکونی)
-کامل کرد داخلش و شروع به تلمبه زدن کرد
+اححححی...ددی.....احححح..ددی تندتر...احححح
-بیبی گرل پاره میشی
+اهه کوک تند تر...احححح
-باشه بیبی گرل
خلاصه که اون شب کوک ات رو جوری پاره کرد که ات رو با ۱۵۰ تا بخیه هم نتونن بدوزن🤡(ادمین با ات لج است)!
خب این دوتا کبوتر مست خوابیدن و صبح
ویو صبح
از دید ات
و نکته:کوک برای اینکه ات نفهمه چه گوهی خورده دیشب به ات لباس پوشوند و گذاشتش توی یه اتاق دیگه(بچم داره گوه خوری های ات کثافت رو جمع می کنه)
+هوممممم.....(چشماشو مالید
+چی......(خیلی خیلی اروم
+چرا لباسم با لباسی که دیشب تنم بود فرق داره(چون کوک پارشون کرده😂🤡)
+نکنه؟؟؟؟.....اههه ات خیلی منحرفی....امکان نداره.....کوک اصن اهل این کارا نیس(ما فیک نویسا به راه چپ کشوندیمش ات خانوم😂😐)
+وایسا برم ازش بپرسم(کاری کرده باشین که کردینکه نمیاد بهت بگه اخه کص.خل😐)
+کوککککککککک(داد با ترس از اینکه همون که میدونید)
ویو کوک
-دیشب به ات لباس پوشوندم و خوابوندمش و ....... صبح با صدای ات که داشت اسممو داد میزد بیدار شدم
-نکنه که؟؟؟...نبابا از کجا بفهمه
-لباسا!!!......
-از اینکه هول شده بود از تخت پرت شد پایین
نکته :کوک بالا تنه اش لخته
ات هگون موقع سر رسید
-وای بخبخ شودم(تو ذهنش)
+کوک تو دیشب چیکار کردی
-با نگاه تعجبی بهش گف
-یعنی چی که چیکار کردم؟؟؟
+چرا لباسا که دیشب پوشیده بودم عوض شده؟؟؟
-(یا خدا چی بهش بگم اهان)
-خب دیشب خیلی مست شده بودی و خیلی بو الکل میدادی بهت گفتم برو حموم بو ازت کم بشه قبول کردی رفتی بعد این لباسا را پوشیدی
+اهان اوکی.......جیغ کوتاه
-چته
+بالا تنهات لخته کثافت
-چی(خیلی خیلی اروم) نیشخند
-تازه دیدی؟؟همراه با خنده
+خببببب اره(خجالت جلو چشماشو گرفته)
-هه
+بیشعور نخند من تا قبل از تو چشام پاک بوده
جا نیس اینم اومد که اومد
- ۴۰.۵k
- ۲۸ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط