{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربانم با دل ما مهربانی می کنی

مهربانم با دل ما مهربانی می کنی
ناز شستت این چنین دل را روانی می کنی
حکم دل دادی به فرمانم بگو جان می دهم
عاقبت این عشق را یک شب جهانی می کنی
بوسه هنگام طلوع و تا خود پایان شب
ماجرای عشق باشد ، خب جوانی می کنی
وقت پرواز خیالم در کنارم هستی و
پرسه های در خیالم را نهانی می کنی
باز هم بیهوده میگویم که من کم دارمت
دیدم اینجا در کنارم زندگانی می کنی
دیدگاه ها (۱۷)

ای که یادم رفته از یادت ..! ...

عهد بستم که اگر از تو نویدی برسدمژدگانی بدهم بر هم...

تا در فلک عشق بچرخم به مدارتخورشید تویی ذره منم حول و کنارت...

پروردگارچون مرا با تُوآشنا کرد وبه خانه اَش رفت با خود گفتم ...

ذوالفقار امید (برنده ی هر بن بست)

last part

ArEnEsصفحه اصلی » اخبار    رهيافتگان :شاهرخ ضرغام؛ لاتی ك...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط