{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوام یه زندگی اول برای چیوری بنویسم

میخوام یه زندگی اول برای چیوری بنویسم
بابا موزان (…)
پارت اول
شب بارانی بود و موزان از اینکه زنش خیلی وسواس داشت خسته شده بود پس خواست که این وسواس را از بین ببرد وقتی زنش در کنار گهواره ای که خالی بود وایساده دید ارام نزدیکش شد و....
خون همه جارو گرفت موزان فکر کرد که راحت شده اما صدایی خنده از گهواره اومد سر موزان چرخید و چیزی دید که باورش نمی شد
دختری نوزاد داره به جسد تکه تکه و بیجان مادرش میخنده خنده هایی که زمینو میلرزونه
زن ملک شیاطین یک بچه دور از چشم اون به دنیا اورده
موزان:« چی امکان نداره هر بچه ای بود گریه میکرد ولی اون میخنده! اصلا چرا باید بخنده چند ماهشه اسمش چیه انسان یا شیطان این دختر کیه!؟»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در خانه ی تامایو باز شد تامایو از شدت ترس عقب رفت
تامایو:«چرا اینجایی؟»
موزان:«من نباید جواب نوچه هامو بدم اونا باید بدن.»
تامایو:«چی شده به بن بست خوردی؟»
موزان:«چیزی که میبینی فراتر از بن بسته یک دره ی بی انتها از سوال!»
او قنداغ دخترشو پرت کرد بغل تامایو
تامایو:«این چیه! …یه نوزاد میخوای چه بلایی سرش بیاری؟»
موزان:«توهیرا همون زن وسواس انسان که بدردی نخورد رو یادته اون.... اون اینو اورد دور از چشم من یه چیز این بچه مشکل داره؟»
تامایو:«ظاهرش معصومه اما...؟!»
تامایو زخمی روی بدنش ایجاد کرد زخم بسته شد خون یک ادم را گذاشت جلوش وسوسه شد گلیسین گلی که شیاطین ازش بیزارنو اورد جلوش بغض کرد
اون کاملا شیطان بود یه شیطان که زاده ی انسان بود یک شیطان که میتوانست موزان رو کنار بزنه و خودش.....
دیدگاه ها (۲)

فامیلی جدید(ساخته ی هوش مصنوعی) یوریچی تسوجیمیچیکاتسو تسوجیس...

من معلومه میرم پیش موژان اصلا می پرم بغلش

رابطه های موزانبعد از اینکه موزان  در دوره هیان به یه شیطان ...

توضیحات داستان ترکیبی شیطان کش فرفرههای انفجاری پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط