{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمازش ک تمام شد چادر را تا کرد و گذاشت در سجاده

نمازش ک تمام شد چادر را تا کرد و گذاشت در سجاده
موهایش را پریشان کردسرخاب سفیدابی کرد و وارد مجلس مهمانی شد!
فرشته سمت چپ لبخند تلخی زد و ب فرشته سمت راست گفت:
انگار فقط خدا نامحرمـه!.
دیدگاه ها (۱)

من شکایت دارم...از آن ها که نمی فهمند چادر مشکی من یادگار ما...

اقاجون بیا دیگه خسته شدم......از این دنیا خسته شدم از اینا ک...

چـادری اگر هستملباس های قشنگ هم دارمغروب جمعه اگر دلم میگیرد...

/man minds/پارت۶بعد از بیرون اومدنم از دستشویی دستم کشیده شد...

حالا امدا پاهایش را سوست کرد .. کم کم سر میخورد داداش اش بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط